روزایی که بی دلیل حسش نیست

 

حتما شنیدین که میگن طرف از دنده چپ بلند شده یا مثلا میگن نمیدونم امروز چه مرگش شده یا بهتون میگن مطمئنی امروز حالت خوبه؟

همه اینارو گفتم که آخرش بگم نمیدونم امروز چه مرگم شده البته نمیدونم نمیدونم هم نیست چون یه چیزایی میدونم.........

تقریبا همه مسئولیت خونه به عهده منه و با وجود درس خوندنم برای کنکور این یه فشار بزرگ برام به حساب میاد و اون وقت تو یه روزایی مثل امروز انقدر این فشارو رو خودم حس میکنم که حتی نمیخوام صبح از جام بلند شم در حالی که 3-4 سا عتی بود که بیدار بودم و فقط دلم نمیخواست بلند شم

 


 

از صبح که یاسی و میلاد رفتن مدرسه بیدار بودم همیشه بعد رفتن اونا بلند میشم اول تختاشونو میکشم وسایلاشونو مرتب میکنم و صبحونه و بعدش هم شروع درس البته چیزی از درس خوندنم نمیگذره که باید به فکر ناهارو کارای خونه باشم اما امروز هر 1 ربع 1 ربع گوشیمو میزاشتم تا دیگه بلند شم و هر 1 ربعی هم که تنظیم میکردم با خودم میگفتم این دیگه آخریشه همین که زنگ بزنه بلند میشم ولی دریغ از بیدار شدن تا ساعت 11 تازه بعد اینم که بلند شدم انقدر بی حوصله بودم که رفتم چسبیدم به تلفن اول زنگ زدم خونه مامانبزرگ با مهدیس حرف زدم بعد خونه فاطمه که اشغال بود و بعد هم پریسا که نیم ساعتی مشغولش بودم به خودم که اومدم دیدم ساعت 12:30 شده

چقدر امروز الافی کردم..............

نمیدونم به کی بگم بابا من دارم برا کنکور میخونم همش 2-3 ماه مونده یکی تو این خونه لعنتی به من کمک کنه اما هر کی سرش به کار خودشه هیچ کس حاضر نیست یه گوشه ای از این مسئولیت هارو به عهده بگیره

همش دارم سعی میکنم به اونایی فکر کنم که وضعیت من در مقابلشون تفریح مطلقه تا شاید یکم به خودم بیامو دست از شکایت بر دارم........



انسان دانا به جای آن که در انتظار رسیدن یک فرصت خوب در زندگی باشد خود آن را به وجود می آورد.

 

 

 

 

/ 10 نظر / 51 بازدید
نيلوفر

عزیزم با اینکه اینایی که نام بردی،نمیدونم چه نسبتی باهات دارن،اما بازم نمیدونم چرا بهت کمک نمیکنن... عزیزم من قبلا هم بهت گفته بودم...با اینکه نمیشناسمت،اما مطمئنم تو کنکور موفق میشی...نمیدونم از کجا انقدر مطمئنم...اما مطمئنم... در ظمن،جمله ای که نارنجی نوشتی،خیلی قشنگ بود...منو برد به فکر

عاشق کوهستان

سلام عزیز [گل][دست] خسته نباشی کمی مهربون باش[چشمک] مگه میشه که شما اینقدر خوش ذوق و باسلیقه ای بعد میفرمائید حسش نیست. دلیلم اینه که تصویری که گذاشتی فوق العاده زیبا و دلنشین و فول انرژی زاست .[دست] ممنونم

فائزه

سلام فائزه جان اميدوارم كه فشار درسي تون يه روزي تموم بشه و سربلند و موفق و راحت تر باشين دوست خوبم [گل][تایید]

پویا

سلام .اولا خسته نباشی خب اینا هم به نوعی درسی از زندگیه ادمو میپزه[لبخند]افرین این خوبه که مسئولیت پذیری....در انتها خودت جواب زیبایی رو نوشتی.و فکر می کنم این کلید بسیاری از مشکلاته از زندگیت راضی باش حتی در هر شرایطی.شکر گذار خدای بزرگ بودن به ادم انرژی میده...من مطمئنم امسال شما تو رشته پزشکی قبول میشی شرینی یادت نره.ایشاا......(به این میگن انرژی مثبت)[لبخند][گل]

مهتاب زاهدی

درکت میکنم. خودم هم خیلی از روزها همین طوریم. امیدوارم زود زود خلقت بیاد سرجاش. خیلی سخت نگیر حالا لازم نیست همه ی کارا رو هم دقیق انجام بدی. وقتی همه به فکر خودشونن تو هم اول به کارای خودت برس و بعد کارای دیگه رو انجام بده.[لبخند]

وحيد زايري

سلام اگه اين كاراي خونه رو با عشق و علاقه و انرژي مثبت انجام بدي ، خود اين كارا زنگ تفريحت ميشن و ازشون لذت مي بري و تنوع كارا باعث ميشه خستگي درس خوندن كمتر بشه . از اون ته تهاي دل براي موفقيتت دعا مي كنم ! [رویا]

وحيد زايري

سلام اين ذهنيت ماست كه به انجام كاري برچسب "اجباري" مي زنه ! به قول سهراب " چشمها را بايد شست ... جور ديگر بايد ديد ." يعني حتي اگر كاري باشه كه با روحيه ما سازگار نباشه و صلاح ما در اون نهفته نباشه ،‌اگه بتونيم بايد از زير اون شونه خالي كنيم و الا بايد با اون كنار بيايم و حتي ايجاد علاقه كنيم . باور كن ميشه و كلا انسان اين سازگاري رو مي تونه داشته باشه . بيشتر از خود كار ، افكار منفي ما نسبت به اون كاره مه باعث خستگي ما ميشه . نظر خصوصيتون مال كي بوده ؟! اگه تازگيها بوده كه من چيزي نديدم ! دوباره لطف كنيد بفرستيد .

وحيد زايري

سلام راستش در مورد اون فرقه كه چيزي نشنيدم . ولي تناسخ رو اسلام قبول نداره . (اي ول به اطلاعات سرشارم ! [مغرور])

لیلا

سلام فائزه جان من هم مدتیه که اینجوری ام دیگه صبحها واسه سر کار رفتن زود بیدار نمی شم عصرها زیاد سر کار نمی مونم کلا هر روز بی حوصله ام درکت می کنم عزیزم امیدوارم سرحال بیایی اگر راهی پیدا کردی من را هم خبر کن

نيلوفر

الهی...خدا حفظشون کنه...قابلی ندارن فدات شم...حقیقتن[ماچ]