حرف دل

چشم به هم زدم و ترم 3 هم رسید

چند دقیقه بیشتر از انتخاب واحد این ترم نمیگذره

از امسال تا سال دیگه این موقع قراره اتفاقات بزرگی در زندگیم رخ بده وباید خودمو حسابی آماده کنم

کارهای زیادی در پیش دارم و باید تلاشمو چندین برابر کنم

من چیزی را در گذشته گم کردم در گذشته ای حدود 8-9 سال پیش و سال هاست که در پی اون گذشته هستم در پی چیزی که از دست دادم در پی...

اما وقتش رسیده دیگه واقعا وقتش رسیده به زودی پیدایش خواهم کرد و به این کابوسه چند ساله خاتمه خواهم داد

انگار که دستمو دراز کردم و نوک انگشتانم در صدد رسیدن بهش است

خیلی نزدیک است و عمرا اگه بزارم این بار از کفم برود

یه جورایی تصورم این است که امسال سال سرنوشت من است

دلایلی هم براش دارم که بیشتر مطمئنم میکنه

به دست آوردن هیچ چیز در زندگی آسان نبوده و نخواهد بود

هر چیزی بهایی دارد

و گاهی این بها گران تمام خواهد شد

به قیمت خیلی چیزها

من در زندگیم تاوان های زیادی دادم

اما بها......

خیلی کم پیش آمد که بهای چیزی را بدهم

اکثرا وسط راه جازدم

آدم سست عنصری نبودم

اما خیلی وقت ها در زیر فشار ها که اکثرشم هم فشار های روانی بود شانه خالی کردم و به خاطر این کارم بارها و بارها خودمو سرزنش کردم ولی خب سرزنش فایده ای نداشت جز این که بیشتر دچار عذاب وجدانم کرد

به خاطر همین شانه خالی کردن ها هم بود که مجبور به دادن تاوان شدم و به بها نرسید چون بها را در ازای دریافت خواسته میدی اما تاوان را در ازای جا زدن و شانه خالی کردن

سال های کنکور برای من سال های عذاب بود

بدترین سال های زندگیم

سال هایی پر از درد و فشار و عذاب

هرگز نمیخواهم که آن سال هارا دوباره یاد آوری کنم

اما خب در پی هر سختی حتما درس عبرتی هم وجود داره البته اگه به اون درس توجه کنی و ببینیش

من سال ها ندیدمش من درسم را ندیدم یا بهتر بگم دیم ولی مانعی وجود داشت که من رو واداشت تا راهی رو که باید میرفتم

 شاید یه جورایی به خاطر بعضی دلایل مجبور شدم

بهم ثابت شده که هر وقت چیزی رو واقعا از ته دلم خواستم بهش رسیدم البته همون طور که گفتم بهاش رو دادم

پزشکی تنها چیزی در زندگیم بود که بهش نرسیدم

نمیخوام مو شکافی کنم و هزارو یک دلیل بیاورم که چرا نشد امروز و اینجا فقط میخوام بگم نشد که نشد به هر دلیلی نشد

و حالا مجبورم که قیدشو بزنم

خواسته قلبیم نیست فقط مجبورم

حتی هر راه دیگری که به جز کنکور میشد بهش رسید رو دنبالش گشتم اما بازم نشد که نشد

آره خواسته بزرگی بود یکی از بزرگترین خواسته هام در حیات دنیویم و به خاطرش غمگینم و به خاطرش تا به حال خیلی چیزهارو از دست دام مهمترینش عمرم و جوانیم که داره هر ثانیه ازش کم میشه و به خاطر همین هاست که دیگه نمیخوام اشتباه کنم نمیخوام از یه سوراخ چندین بار گزیده بشم

قراره اتفاقاتی بیافته اینو با تک تک سلولای بدنم حس میکنم

تغییر

یه جور دگردیسی

آره درسته

شاید من هم پروانه شدم

شاید من هم پرواز کردم

شاید من هم بال هام را گوشودم و با تمام شور و اشتیاق و با شادی ای بر آمده از اعماق وجودم در پهنای آسمان اوج گرفتم

 

 

 

 

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
فایزه

سلام منم فایزه ام دختری از جنس زمستان مثل تو البته 69!! منم مثل تو آرزوی پزشک شدن و جراح شدن داشتم توو خیلی شبیه منی دوست دارم بیشتر با هم آشنا شیم راستی الان چی می خونی؟[گل]

فایزه

سلام ممنون که جوابمو دادی وبلاگ که ندارم ولی ایمیلمو برات میذارم خوشحال میشم در ارتباط باشیم [گل] rsepehri_20@yahoo.com تعجب نکن به اسم مستعارم ایمیل دارم

تبسم

آقامااومدیم بایه خبربدبرای خودم!سراسری که تعیین رشته نکردم آزادم پرستاری زدم که نقبولیدم!موندم تکمیل ظرفیت سراسری تعیین رشته کنم یانه؟نمیدونی امسال آزادتکمیل ظرفیت داره یانه؟عزیزم آدرس ای میل جدیدموبرات میفرستم لطفن برام یه پیام بذار که آدرستوداشته باشم میخوام بات مشورت کنم!

پدرام

سلام خیلی خوشحال شدم ک هنوز وبت هستو بعد از مدتها اومدم و میخوام وبتو بخونم[لبخند]

پدرام

ایشالا هر اتفاقی میخواد بیفته خیر باشه و باعث شادی و سربلندیت باشه[گل]