چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

دیشب سر میز شام میلاد یه چیزی در مورد زیست شناسی ازم پرسید منم الان یادم نیست که چی پرسید حتی اون موقع هم حواسم بهش نبود فقط گفتم نمیدونم که بی خیال بشه اون وقت اونم نه گذاشت نه ور داشت برگشت گفت تو الان 3 ساله داری کنکور میدی با این سالی هم که میاد 4 سال اگه هر سال 3 بار کتابتو خونده باشی میشه 12 بار پس چه طور نمیتونی جواب سوالمو بدی منم گفتم اگه 12 بار خونده بودم که الان دکتر بودم مامانم هم سریع پشت حرف من برگشت گفت تو که با 12 بار خوندن میتونستی قبول بشی واسه چی نخوندی  و ......

خلاصه شروع کرد کلی بهم توپیدن

خیلی ناراحت شدم هر بار که یکی یه همچین حرف هایی بهم میزنه واقعا بهم میریزم و کلی تو فکر میرم از دیشب دارم فکر میکنم که از اول زندگیم چقدر اشتباهاتی را مرتکب شدم که از نتیجش آگاه بودم ولی با این حال که میدو نستم ضررش فقط و فقط مال خودمو باز هم انجامشون دادم

البته تنها منم نیستم انگار این یه اپیدمی بین انسان هاست که دوست دارن کاری را انجام بدن در حالی که میدونن نتیجه مطلوبی نخواهد داشت نمونش همین سیگار کشیدن

طرف میدونه آخرش سرطان میگیره و با کلی درد و رنج میمیره ولی بازم میکشه

زندگیم پره از اشتباهاتی که گاهی واقعا ناراحتم میکنه........

اما به هر حال تو پست اولم به خودم قول دادم و تصمیم گرفتم که از گذشته درس بگیرم تا بتونم موفق تر زندگی کنم

 

بار الهی این بار کمکم کن که موفق بشم

گرچه تو همیشه کمک میکنی این منم که وسط راه جا میزنم.

 

 

/ 1 نظر / 24 بازدید