بیست و چهارمین اسفند

چند روزی میشه که منتظر این روز هستم

منتظر روز تولدم

همیشه دوستش داشتم ،برام همیشه کلی انرژی به همراه داره

اما امسال نمیدونم چرا ولی بیشتر از هر سال انتظارشو کشیدم

هورااااااااااااااااااااااااا

تولدم مبارک

امروز ساعت 8 شب 24 ساله میشم

 

 

یه سال جدید و یه دوره جدید از زندگیم شروع میشه

3 ماهی میشه که ننوشتم،منتظر بودم که به یه تعادل برسم،یکم سرم خلوت بشه و بتونم راحت فکر کنم ولی خیال باطل،هیچ وقت فکر آروم و آرامش خاطر کامل نمی آد همیشه تو هر زمانی بالاخره یه چیزی وجود داره

میخواستم تکلیف اون چیزی که میخواستم هم معلوم بشه بعد بنویسم اما اون دقیقا معلوم نیست که کی درست میشه و دیگه هم طاغت نداشتم بهونه تولد هم که بود

خلاصه...

این روزها خیلی خیلی خوبه،اگه اتفاق جدیدی نیوفته به امید خدا دارم کم کم سراشیبی زندگی رو رد میکنم و به بلندی ها نزدیک میشم گرچه حواسم هست وقتی به قله برسم اوضاع خیلی باریک میشه و احتمال افتادنه دوباره تو سراشیبی هست اما تمام تلاشم اینه که احتمال این وقوع رو به حداقل برسونم

اتفاقی که منتظرشم برام خیلی مهمه،چیزی که فقط خواسته خودم هم توش مطرح نیست بلکه چیزهای دیگری رو هم در بر میگیره که از خواسته خودم مهم تره

امیدوارم زودتر جوابش بیاد کلی تو استرسم امروز هم تماس گرفتم ولی هنوز خبری نشده بود شنبه دوباره زنگ میزنم...

اوضاع دانشگاه هم خیلی خوبه دیگه عادت کردم

نمیدونم قانون دنیا،قانون زندگی و قانون آدما بر چه اساسیه

مدتی میشه که دارم سال های گذشته خودم رو مرور میکنم و علاوه بر خودم کسانی رو که تا به حال همراهم بودن رو هم دارم مرور مکنم

دوستام،خواهر و برادرم،خانوادم و خلاصه تمام اطرافیانم

تقریبا میشه گفت هیچ کدوم به اون چیزهایی که در زندگی فکر میکردن نرسیدن اماخب به ندرت هم کسانی هستن که از چیزی که الان دارن و هستن ناراضی باشن

نمیدونم شاید اگه الان راضی ان یه جور عادت و تطابقی هست که ایجاد شده یا این که اون چیزی رو که میخواستن ازش مطمئن نبودن و به خاطر همین الان راضی هستن

در مورد خودم من یه جورایی جزو هیچ کدوم نیستم من مطمئن بودم که میخواستم جراح بشم و مطمئنم که عادت الانم در واقع عادت نیست بیشتر یه جور خستگیه میتونم بگم یکم خسته شدم کنکور و امتحانای سنگین خستم کرد و به خاطر همین الان راضی ام دیگه توانی برام نمونده بود،خیلی چیزهای دیگه تو زندگیم هست که میخوام به دستشون بیارم دیگه نمیتونستم که خودمو فقط وقف درس کنم حداقل من آدم تک بعدی ای نبودم و نیستم نمیتونستم زندگیمو فقط تو یه چیز خلاصه کنم

بگذریم...

زندگی ام بر خلاف آرزوهایم گذشت...

ولی عیب نداره شاید قسمت نبود شاید به صلاحم نبود شایدم بود و من نتونستم بهش برسم ولی هر چی بود نشد که نشد

هر روز صبح که از خواب بیدار میشم تمام سعیمو میکنم که با شادی  و امید روزمو شروع کنم و به خوشی هم تمومش کنم دارم تمام سعیمو میکنم که انرژی های منفی رو از خودم دور کنم البته دیگه دنبال رازو این حرفا هم نیستما ،دست ازشون شستم و دیگه باورشون ندارم این بار دارم سعی میکنم فقط خودمو به شعور الهی به خالقم نزدیک کنم که شاید از این راه بتونم قدم های محکم و درست در زندگیم بردارم

خالقم ،پروردگارم،معبودم کمکم کن تو که منو خوب میشناسی و از واقعیت من از احساس های من از وجود من از قلب من بی پرده و بدون مانع بدون دروغ خبر داری

برام بخواه ...

تازه ساعت 1 نیمه شبه و تا 8 شب 18 -19 ساعت دیگه باقی مونده

دارم برای فوت کردن شمع های تولدم و آرزویی که تو اون لحظه میکنم لحظه شماری میکنم

این بار زود بر میگردم هیچ کدوم از چیزایی که تو فکرمه و برام اتفاق افتاده رو ننوشتم ایشالا تو یه فرصت دیگه تا تکلیفه کارم هم معلوم بشه یه جا مینویسم

تا بعد...

 

 

 

تولد و مرگ را درمانی نیست

مهم این است که فاصله میان این دو را شاد  زندگی کنیم  . . .

 

 

/ 5 نظر / 22 بازدید
اىرمان

تولدت مبارک فائزه عزىز... باور کن خوشبختى هىچ ربطى به دکتر شدن ندارد چىزهاى خىلى مهم ترى هست... خوشحالم که خوبى دوستم

تبسم

سللاااااااااااااااااااااااام فائزه جون تازه متولدشده[چشمک]فقط حیف که من یه کم دیر رسیدم تابهت تبریک بگم[خجالت]عزیزم ایشالا124سال شادشادشادکنارعزیزانت زندگی کنی....برات خوشی و شادیوموفقیتو آرزومیکنم دوستم[ماچ]بازم تولدت مبارک[بغل]

reza

شاد باش نه یک روز ‌‌که همیشه... بگذار آوازه ی شاد بودنت چنان بپیچد که پشیمان شوند آنان که بر سر غمگین کردنت شرط بسته اند ....

در جواب آرمین فرهنگ

مرسی بابت تعریفاتون سال نو شما هم پیشاپیش مبارک اما در جواب درخواستتون باید بگم اولا چرا تو وب من خب برید برا خودتون یه صفحه باز کنید اینجا یه صفحه شخصیه نه وبلاگ گروهی و دوما من تمایلی به تکست مسیج زدن ندارم و فضای مجازیمو تبدیل به حقیقی نمیکنم فائزه

صدرا

فقط میگم : تولدت مبارک میدونم زیاد حوصله نداری ....مزاحمت نمیشم.