دیوار شیشه ای ذهن

یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام داد.....

اون یه آکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.

تو یه قسمت یه ماهی بزرگ انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود.

ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود ودانشمندان به اون غذای دیگه ای نمیداد.......

او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بار ها به طرفش حمله میکرد اما هر بار به دیوار نامرئی میخورد همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا میکرد

بالاخره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیکه منصرف شد اون باور کرده بود که رفتن به اون طرف آکواریم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.

دانشمند شیشه ی وسط رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد

اون هرگز قدم به سمت دیگر آکواریم نگذاشت.

میدونین چرا؟

اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.

یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود اون دیوار باور خودش بود.باورش به محدودیت

ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم کلی دیوار شیشه ای پیدا میکنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این بر آورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.

شما نمیتوانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید هستید اما بیش از آن چه باور دارید می توانید انجام دهید.

 

 

 اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما میشد سعی و عمل دیگر معنی نداشت

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
hamid

یه بزرگی گفته پشتکار بهتر از نبوغه

مهندس اجباری

خیلی قشنگ بود واقعا" باید این دیوارهای شیشه ای رو بشکنیم[گل]

فرزین

سلام تو علم زیست شناسی به این رفتار میگن آزمون و خطا(البته نمیدونم دقیقا) ولی خیلی خوبه که ما از محیط اطرافمون درس بگیریم میتونیم با نگاه کردن به اطراف زندگیمون رو بهبود ببخشیم پستت خیلی منو به فکر وا داشت خیلی قشنگ مینویسی باید سعی کنیم ماهی بزرگه نباشیم باید سعی کنیم مثل مورچه کوچیکه ای باشیم که اگه صد بارم بار از رو کولش افتاد به امید بار صدویکم بازم تلاش خودشو بکنه با آرزوی موفقیت برای تو فائزه عزیز[گل]