سخنی از زرتشت

 

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟

گفت : چهار اصل


1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم


2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم


3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم


4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم

 

 

 


/ 7 نظر / 7 بازدید
پویا

افرین چقدر زیبا بود[دست][گل]

ِDr X

واااااقعا سخن زيبايي بود[گل][گل]

پویا

مثل همیشه نامبر وان[گل][دست]

صابر

گفتار نیک کردار نیک پندار نیک به امید گفتار نو کردار نو پندار نو

یار کوچک مهدی

خیلی جالب است که احادیث اهل بیت خودمون رو به اسم بقیه به خوردمون میدن....مثل اینکه توی دین هم copy/write رعایت نمی شه... این کلام همان حدیث معروف امام صادق علیه السلام است که می فرمایند: قِيلَ لِلصَّادِقِ (ع) عَلَى مَا ذَا بَنَيْتَ‏ أَمْرَكَ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِي لَا يَعْمَلُهُ غَيْرِي فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ فَاسْتَحْيَيْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِي‏ لَا يَأْكُلُهُ غَيْرِي فَاطْمَأْنَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِي الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْتُ. به حضرت صادق (ع) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده‏اى؟ فرمود بر چهار چيز: 1- فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نمي دهد. پس به كوشش پرداختم. 2- دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشيدم. 3- فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد آرامش يافتم. 4- و دانستم بالاخره بسوى مرگ مي روم به همين جهت آماده آن شدم. پی نوشت ها: 1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ دوم، 1403 ق. 2. وسائل‏الشيعة،