ذهنم بسیار بسیار آشفته شده، انقدر که نمیدانم از چی و از کجا بنویسم واصلا دوست دارم  چیزهایی که در ذهنم میگذرد را بنویسم یا نه؟؟؟

امشب شب رغائبه، شب آرزوها، کلی آرزو و کلی خواسته ازت طلب کردم خداجون نمیدونم که کدومشون برآورده خواهد شد من که همه رو میخوام اما حالا دست توئه که چقدر منو لایق بدونی، آرزوی بر باد رفته که زیاد داشتم امیدوارم که حداقل از این به بعد اوضاع یکم بهتر بشه البته ناشکری نمیکنما خودت که میدونی چقدر شاکرتم و اطمینان دارم که به من شاید از خیلی ها بیشتر دادی اما انسانیته دیگه هر چی هم که بدی هیچ سیری ای وجود نداره.

اصلا دیگه حال نوشتن ندارم فقط اومدم بنویسم که امشبو یادم بمونه اصلا تا وقتی که اینقدر همه چیز رو هواس نمیام دیگه نمیام و نمینویسم تا وقتی که اون چند تا اتفاق بیفته

تا اون موقع که شاید تو همین چند روزه درست بشه و شاید حالا حالا ها به تعویق بیفته

تا بعد..

شب هنوز نرفته
اما
تو چرا بیداری
نکنه این همه درد رو
تو میخوای برداری
تو که گفتی
همه شب
من توی خوابت هستم
کاشکی امشب خود من
چشم تو رو می بستم

من به دستای خدا
خیره شدم
معجزه کرد
معنی معجزه شو
زود به قلبم برگرد

جاده تحویل بهاره
حالمو زیبا کن
روی دنیای منو
به روی عشقت وا کن…

 

/ 4 نظر / 37 بازدید
تبسم

سلام فائزه ی عزیزم...من معنی آرزوی برباد رفته رو خیلی خوب میدونم و کاملن درکت میکنم...نمیدونم اون چندتا اتفاقی که توذهنته چیه اما امیدوارم هرآنچه که برات شادی می آفرینه رخ بده...دوست دارم زود برگردی و مثه قدیمترها شاد و پرانرژی بنویسی...دوستت دارم و برات آروزی شادی و آرامش میکنم...[قلب]

تبسم

سلام فائزه ی عزیزم...من معنی آرزوی برباد رفته رو خیلی خوب میدونم و کاملن درکت میکنم...نمیدونم اون چندتا اتفاقی که توذهنته چیه اما امیدوارم هرآنچه که برات شادی می آفرینه رخ بده...دوست دارم زود برگردی و مثه قدیمترها شاد و پرانرژی بنویسی...دوستت دارم و برات آروزی شادی و آرامش میکنم...[قلب]

soorena

سلام وب بسیار زیبایی دارید موفق باشید...