تولدی دیگر

٢١سال گذشت ٢١ سال از ساعت ٨ شب روز سه شنبه ١ اسفند ١٣۶٨ روزی که من فائزه تو یه بیمارستان یه گوشه تهران متولد شدم و پا به این دنیا گذاشتم

مامانم همیشه از زشتیم تعریف میکنه این که که وقتی اولین بار منو دید چقدر سیاه و زشت بودم این که اصلا شبیه یه نوزاد دختر نبودم و اصلا فکرشو نمیکرده که من اون شکلی باشم البته خداوند مرحمتی حاصل کردو ما زشت باقی نموندیم و کم کم به قیافه آمدیمنیشخند

 

 

 

وقتی یه نوزاد به دنیا میاد کاملا پاکه خالصه خالص مثل یه کاغذ سفید که هیچ خطی روش نیست اما این بچه کم کم بزرگ میشه

کودکی-نوجوانی-جوانی-میانسالی-سالمندی و......

و تو تمام این دوران زندگی شروع میکنه به نقاشی کردن روی اون لوح یا کاغذ سفید بعضی ها همچنان کاغذشون سفید میمونه یعنی آدمای خنثایی هستن نه سودشون به کسی میرسه نه زیانشون مال بعضیا یه رنگ درخشانی پیدا میکنه اونا از ما بهترونن که تو این دوره زمونه دیگه نایاب شدن دسته سوم کاغذشونو سیاه میکنن سیاهه سیاه طوری که دیگه احساس میکنی اینا دیگه انسان نیستن

و دسته آخر که من خودمو جز این دسته میدونم کسایی که هر رنگی تو کاغذشون پیدا میشه یه جورایی بین زمینو آسمون گیر کردن این دسته دوست دارن که بشن اون درخشانه اما رنگای دیگه انقدر کاغذشونو پر کرده که رسیدن به اون بهترینه خیلی سخت شده

تو دنیای ما از این جور آما زیادن اینا آدمایی هستن که به دنبال یه بهونه میگردن که زتدگیشونو تغییر بدن که دوباره شروع کنن که دیگه اشتباهات گذشته رو انجام ندن خلاصه بشن کسی که تا به حال نبودن و آرزوی بودنشو داشتن

و توی این راه تعداد خیلی کمی هستن که پیروز میشن و میشن اون درخشانه

 

 

بزار از اون بهونه ها بگم از اون بهونه هایی که دسته آخر دنبالشن تا زندگیشونو تغییر بدن یکیشون همین تولده وقتی سالگرد تولدمون میرسه با خودمون میگیم دیگه از این سال درست میشم میشم اون خوبه تو همه چیز تو هر چیزی که فکرشو میشه کرد فلان قدر از عمرم گذشت دیگه هر چی زندگیرو به بازی گرفتم بسه.....حالا مورد دوم که هممون خیلی داریم بهش نزیک میشیم سال نو همون عید نوروزمونه که همه میگن سال نو شده و حتی طبیعت هم لباس نو پوشیده پس چرا ما نو نپوشیم....و مورد های دیگه که من فکر میکنم بین ادیان مختلف متفاوته مثلا ما تاسوعا عاشورا داریم شب آرزو ها داریم وخلاصه هزار تا چیز دیگه 

وحتی یه چیزی که تو کتاب دینی سال دوم دبیرستان خوندم این که هر ٧ سال حتی عناصر بدن تجدید مشه راستی من الان تو سومین ٧ سال زندیگیمم پس غیر از تولدم نو شدن همه وجودم هم دارم

اما قسمت غم انگیزش اینجاس که از بین این افراد فقط حدود ١٠درصدشون هسته که پای حرفاشون میمونن و در واقع عمل میکنن و ٩٠ درصد دیگه فقط حرف میزنن و عمل نمیکنن

امیدوارم که من جز اون ٩٠ درصد نباشم و از امروز که هم تولدمه و هم  سومین ٧ سال زندگیم بتونم بهترین ها بشم و بهترین هارو به دست بیارم و در این راه خدای من تو تنها کسی هستی که میتونم بهت توکل کنم و ازت بخوام که مراقبم باشی و در همه حال کمکم کنی.

تولدت مبارک فائزههورا

اولین کسی که امسال تولدتو تبریک گفت خودت بودیچشمک

 

 

تولد زندگی نیست،زندگی تولد است.

 

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

تولدت مبارک[هورا] خیلی متن قشنگی بود..ایشالا جز اون 10% باشیم[مغرور]

نسیم

تولدت مبارک فائزه جون انشالله به ارزوهات برسی عکس کیکتو سیو کردم ناز بود

مستانه

سلام فائزه جان به به تولده اینجا؟! خانم خانما کیکتون کجاست پس؟![هورا][دلقک] مبارک باشه عزیزم تولدت امیدوارم امسال به بهترین آرزوهای زندگیت برسی[قلب][ماچ]

وحید زایری

سلام من هم تبریک میگم . به امید اون که در زندگی با عشق بنگریم و با تفکر تصمیم بگیریم و از روزمرگی بپرهیزیم . امیدوارم زندگی خواهر خوبم زیبا ، پرنشاط و همراه با موفقیت باشد .

ج-ک

هم تولد و هم توانمندی شما در نویسندگی مبارک باشد.

مهتاب زاهدی

تولدت مبارک خانم دکتر. ایشالله صد سال زنده باشی و وبلاگ بنویسی و من بیام بهت تبریک بگم...

نازي

سلام گلم تولدت مبارك ان شاله كه هميشه شاد و خندان شي و به ارزوي دلت برسي بيام اينجا و تبريك دكتر شدنتو بديم بهتون خوشحال ميشم به من هم سري بزني

لیلا

سلام فائزه جان تولدت مبارک باشه گلم امیدوارم به آرزوهای قشنگت برسی امیدوارم خبر قبولیتو تو رشته پزشکی تبریک بگم